المحقق الأردبيلي
707
حديقة الشيعة ( فارسى )
عالم ديگر مرا مىبرد تا به پنج عالم رسيديم . فرمود كه ملكوت آسمانها و زمينها كه ابراهيم ديد چنين است كه تو ديدى دوازده عالم است و هر امامى كه از ما بگذرد در يكى از اين عالمها ساكن شود تا آنكه قائم آل محمد را وقت ظهور آيد . پس با من گفت : چشم بر هم نه و بعد از لحظهاى فرمود كه چشم بگشا . چون چشم گشودم خود را در خانهء آن حضرت ديدم . پس جامهء اولين را بپوشيد و به مجلس اوّل آمد چون تحقيق نمودم در سه ساعت اين سيرها كرده بوديم ! و ايضا ابو جعفر قمى از ابو بصير روايت نموده « 1 » كه گفت : به خدمت آن حضرت رفتم و گفتم شما وارثان رسول خدائيد ؟ فرمود : بلى . گفتم : رسول خدا وارث انبيا بود ؟ فرمود : بلى . گفتم : پس شما قادريد كه مرده را زنده كنيد و نابينا را بينا گردانيد ؟ فرمود : بلى ، به نزديك من آى . چون به نزديك او رفتم دست مبارك بر چشم من ماليد و من بعد از آنكه مدتها بود كه هيچ نمىديدم آفتاب و آسمان و زمين و خانه هر كه در آن خانه بود ديدم و ساعتى چنان بودم كه گوئى هرگز نابينائى را به چشم نديده بودم ، پس فرمود : يا ابا محمد ! دوست مىدارى كه همچنين باشى و در روز قيامت تو را باشد هرچه ديگر مردمان را باشد از حساب و كتاب يا آنكه چنان باشى كه بودى و بىحساب به بهشت روى ؟ گفتم : يا بن رسول اللّه ! طاقت حساب و كتاب ندارم و به اين شق راضىترم . پس دست بر چشم من ماليد چنان شدم كه بودم . و ايضا « فصول المهمه » « 2 » از جعفر بن محمد عليهما السّلام روايت نموده كه فرمود : پدرم عليه السّلام در مجلسى كه اكثر اهل مدينه در آنجا حاضر بودند فرمود كه اى قوم اگر توانيد فكرى كنيد كه مردى درين سال با چهار هزار كس بر سر اهل مدينه خواهد آمد و سه روز قتل و غارت در اين شهر خواهد كرد و اين البته وارد خواهد شد . و آن جمع با خويشان و عيال خود از مدينه بيرون آمدند و در همان نزديكى نافع بن ازرق
--> ( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 4 / 184 ؛ كشف الغمه 2 / 354 . ( 2 ) . فصول المهمه ص 218 ؛ كشف الغمّه 2 / 358 .